ذبيح الله صفا

837

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

فروخت مىكرده‌اند ، و آن كتاب در ميان مستعدّان بسيار مكرّم بود . . . و الحق آن نسخه در آداب طريقت مستحسن نسخه‌ييست . . . » سخن اوحدى را ناقدان پيشين همواره به « پرحالى » « 1 » و « غايت لطافت و عذوبت » « 2 » و نظاير اين اوصاف ستوده‌اند و بايد پذيرفت كه او در ميان متوسّطين از گويندگان زبردست و تواناست . مثنوى جام جم او در عين اشتمال بر معانى بلند بسيار ساده و روان و مطبوع و خالى از تعقيد و ابهام است . وى اين كتاب را ، كه حقّا در بيان كيفيت سلوك و شرح حقايق عرفانى است ، فقط به همين معانى مقصور نكرد بلكه در آن مانند يك معلّم اخلاق با بيان ساده و روان خود راه و رسم معاش و معاد را بروشنى نشان داد و در همان حال ببسيارى از مسائل اجتماعى عهد خويش توجّه كرد . ده‌نامهء اوحدى ؛ باآنكه بنابر تصريح شاعر از روى ميل او ساخته نشد ، از جملهء ده‌نامه‌هاى ممتاز فارسى و داراى تازگيهاى بسيار در ذكر تمثيلات كوتاه و ايراد غزلهاى شيرين و لطيف در مطاوى ابيات مثنوى و درهمه‌حال مقرون بسادگى و رسائى كلام است . قصائد اوحدى همگى در وعظ و تحقيق و ذكر حقايق اخلاقى و عرفانى است و غزلها و ترجيعاتش كه در مرتبه‌يى بلند از فصاحت و حسن تأثير كلام و گرمى و گيرندگى است در عين اشتمال بر معانى غنائى و عشقى حاوى نكات عرفانى بسيارست . از اشعار اوست : علم بالَست مرغ جانت را * بر سپهر او برد روانت را دل بىعلم چشم بىنورست * مرد نادان ز مردمى دورست عَلَمِ علم بر براين بالا * تا براو چون عَلَم شوى و الا مبر از پاى علم و دانش پى * تا بقَيّوم در رسى و بحَىّ نيست آب حيات جز دانش * نيست باب نجات جز دانش

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء چاپ تهران ص 236 ( 2 ) - نفحات الانس ص 606